العلامة المجلسي

452

حياة القلوب ( فارسي )

مردم بيرون مىآورد ، زيرا كه در وقت رفتن راغب بود به دنيا ودر برگشتن رغبتش از دنيا بر طرف شده بود ولهذا متوجه آن نشد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : ذو القرنين صندوقى از آبگينه ساخت وآذوقه وأسباب بسيار با خود برداشت وبه كشتى سوار شد ، چون به موضعي از دريا رسيد در آن صندوق نشست وريسمانى بر آن صندوق بست وگفت : صندوق را در دريا بيندازيد ، هرگاه من ريسمان را حركت دهم مرا بيرون آوريد واگر حركت ندهم تا ريسمان هست مرا به دريا فروبريد . پس چهل روز به دريا فرو رفت ، ناگاه ديد كه كسى دست بر پهلوى صندوق مىزند ومىگويد : اى ذو القرنين ! ارادهء كجا دارى ؟ گفت : مىخواهم نظر كنم به ملك پروردگار خود در دريا چنانچه ديدم ملك أو را در صحرا . گفت : اى ذو القرنين ! اين موضعي كه تو در آن هستى ، نوح در ايّام طوفان از اينجا عبور كرد وتيشه‌اى از دست أو افتاد در اين موضع وتا اين ساعت به قعر دريا فرومىرود وهنوز به ته دريا نرسيده است . چون ذو القرنين اين را شنيد ، ريسمان را حركت داد وبيرون آمد « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : آن موضعي كه ذو القرنين ديد كه آفتاب در چشمه‌اى گرم فرو مىرود نزد شهر جابلقا بود « 3 » . ودر حديث ديگر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى ابر را براي ذو القرنين مسخّر گردانيده بود ، وأسباب را براي أو نزديك گردانيده بود ، ونور را براي أو

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 341 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 349 . ( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 350 .